گفتم این جمعه دگر یار نماید خود را

یاغیاث المستغیثین

 

 

یا اباصالح المهدی "عج " ادرکنی

 


گفتم این جمعه دگر یار نماید خود را

 از پس پرده پدیدار نماید خود را

 گفتم این جمعه همان جمعه آخر باشد

 یوسف فاطمه این بار نماید خود را

 گفتم این جمعه دگر آید و ان شاءالله

 همچو ماهی به شب تار نماید خود را

 گفتم این جمعه شب هجر سحر خواهد شد

 اگر آن حجت دادار نماید خود را

 گفتم ای دل مکن این قدر ز غم بی تابی

 که طبیب دل بیمار نماید خود را

 هاتفی گفت اگر میثم تمار شوی

 پسر حیدر کرار نماید خود را

 پیش چشم تو حجاب است وگرنه دلدار

 پیش چشمان تو بسیار نماید خود را

 « در حجاب است ز بی رغبتی ما دلدار

 ورنه یوسف به خریدار نماید خود را »

 همه ی درد دل یار ز بی دردی ماست

 غم نداریم که غمخوار نماید خود را

 ما که مردیم خدا از غم زهرا پس کی

 روضه خوان در و دیوار نماید خود را

" سید مجتبی شجاع "

[تصویر: all444xw5.gif]


فقط شبیه خودت هستی! فقط شبیه خودت زهراس !



اول خدا


شهادت مظلومانه ی بانوی دوعالم حضرت زهرای مرضیه س

رو به پیشگاه مقدس حضرت ولیعصر عج و

شما دوستان خوبم تسلیت می گم .




نه مثل ساره ای و مریم! نه مثل آسیه و حوا

فقط شبیه خودت هستی! فقط شبیه خودت زهرا س!

اگر شبیه کسی باشی، شبیه نیمه شب قدری

شبیه آیه تطهیری شبیه سوره «اعطینا»

شناسنامه تو صبح است، پدر تبسم و مادر نور

سلام ما به تو ای باران، سلام ما به تو ای دریا!

کبود شعله ور آبی! سپیده طلعت مهتابی!

به خون نشستن تو امروز، به گل نشستن تو فردا

بگیر آب و وضویی کن، ز چشمه سار فدک امشب

نماز عشق بخوان فردا، به سمت قبله عاشورا 


" علیرضا قزوه "

آقا به حقّ فاطمه پا در رکاب کن


یا غیاث المستغیثین




یا ابا صالح المهدی "عج " مددی مولا


آقا بیا دعای مرا مستجاب کن

ما را برای نوکریت انتخاب کن

قلبم شبیه سنگ شد از کثرت گنه

امشب بیا و سنگ دلم را تو آب کن


تأثیر جرم و معصیت اشک مرا گرفت

دستی بکش به روی دلم فتح باب کن


تا کی به لب دعای فرج، تا کی انتظار؟!

آقا به حقّ فاطمه پا در رکاب کن


ای منتقم بیا که دلم سخت زخمی است

رحمی نما بر این دل زارم شتاب کن


ای روضه خوان فاطمیه روضه ای بخوان

امشب میان سینۀ ما انقلاب کن


ما در پی تلافی سیلی کوچه ایم

یعنی به روی غیرت ما هم حساب کن


" محمد فردوسی "

[تصویر: all444xw5.gif]  


وای بر حال من و تو که اگر بر گشته


اول خدا







یا ابا صالح المهدی "عج " ادرکنی


شاید او آمده و بار دگر برگشته

وای بر حال من و تو که اگر بر گشته

نصف یک روز در این شهر اقامت کرده

سر شب آمده و وقت سحر برگشته

زانوی غم به بغل داشته در ندبه خویش

گریه کرده است و با دیده تر برگشته

چقدر خون دل از دست من و تو خورده است

با دو پیمانه از این خون جگر برگشته

از چه معلوم که این وقت که ما منتظریم

چقدر آمده اینجا چقدر برگشته

شاید این مرد به کرات سفر کرده و باز

طبق تشخیص خود او ز سفر برگشته

آه ای مرد جهان منتظر مقدم توست

باز برگرد که امروز خطر برگشت

       " نادر حسینی "


[تصویر: all444xw5.gif]